حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
286
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
زده است كه با نحوهء مداواى بيماران و ارايهء داروها ، بيمارستانى تقريبا رايگان مىباشد . روستاى تلاتر داراى پانصد نفر جمعيت مىباشد كه 15 نفر از آنها توانستهاند به دانشگاه راه يابند . بهشت خارود : پيش از ظهر با اتومبيلمان در جادهاى ناهموار كه موجب تكان بدنهايمان مىشد ، به مقصد منطقه خارود كه بيش از پنج كيلومتر از روستاى تلاتر فاصله داشت ، حركت كرديم . اتومبيل نتوانست اين مسير را بهطور كامل طى كند و لذا با پاى پياده صعود از كوه را كه گاه با راه رفتن در قلب آب جارى توأم بود ، آغاز كرديم . درحالىكه طاقتمان تمام شده بود ، توقف كرديم و در كنار چشمه سارهاى پرآب ، ميان شرشر آب ، سايه درختان و نسيم ، نشستيم . عليرغم شكوه محلى كه در آن بسر مىبرديم ، اينجا شعبهاى از مكانى اصلى در چند قدمى ما بود كه آب از ميان تختهسنگهاى واقع در قلب كوه بيرون مىزد . به سختى به طرف آن قدم زديم و درحالىكه از خستگى رنج مىبرديم به آن رسيديم و مقدارى از آب گوارا و زلال سرد آن را نوشيديم . بدون شك حسن صباح در عين حال كه رهبرى دورانديش و يك انقلابى نيرومندى بوده است ، طبع شاعرى هم داشته است . چنين نيست كه او چشم بسته اين كوهها را كه دستان هيچ ارتشى هرچند قدرتمند به آن نمىرسد ، مقر خود قرار داده باشد و بهطور تصادفى در اينجا مسكن گزيده باشد ، بلكه او از روى عمد با اين انتخاب ، بين سختى تختهسنگها در قلهء خشك و سرسخت كوه و نرمى سنگها در چشمهسارهاى جارى و سرشار از آب را جمع كرده است .